Monday, September 1, 2008

يه مامان خوب


من نمي دونم يه مامان خوب بايد طبق چه استانداردهايي باشه ولي فكر ميكنم اگه سعي كنم همه اصول زندگي را رعايت كنم توي مامان بودن هم ميشه موفق شد ديروز يه تجربه خوب داشتم در طي درگيريهاي هفته هاي اخير براي اينكه رومينا بتونه كنترل ادرار داشته باشه سعي كردم كه به راحتي و با حوصله با اين مسئله برخورد كنم چون در نوع خودش واقعا مسئله پيچيده اي است براي همين دختر گلم هم به راحتي و با ذوق و شوق فراوان و به چشم يه بازي جديد با اين مسئله برخورد كرد . ديروز مربي مهد مي گفت " رومينا بهترين بچه اي بود كه راحت با پوشك خداحافظي كرد و من از شما تشكر ميكنم چون معلومه كه خيلي خوب باهاش برخورد كرده ايد" .
احساس خيلي خوبي بهم دست داد چون بر اين باور شدم توي همين اتفاقهاي كوچك اما بزرگه كه آدم ميتونه خودش را باور كنه

No comments: