Wednesday, August 27, 2008

پايان ماجرا

سلام
بالاخره دعواهايي كه باهاش درگير بودم تموم شد. حسابي ازم اعصاب خورد كرد ، همينطوره ديگه زندگي همش بالا و پايين داره و خدا به داد روزهايي برسه كه داريم تو سر بالايي زور ميزنيم تا خودمون را به يه جا برسونيم. خلاصه كه پرونده جو متشنج تموم شدو دارم يه نفس راحت ميكشم. به نظر من راه درست هميشه پيروز است و اگه تو زندگي سعي كنم از اين خط خارج نشم برگ برنده دستم است هميشه و همه جا با خودم به اين نتيجه رسيدم كه دور خودم يه خط بكشم و فراتر از اين خط غصه نخورم درست است كه تو جامعه خيلي آدما با زجر زندگي ميكنندو هزارو يه اتفاق جور وا جور ميفته ولي اگه من بخوام به همه چيز فكر كنم ميتركم پس بهتره در عالم بي خيالي زندگي كنم.

No comments: