Friday, August 22, 2008

روز شنبه


خوابم مي ياد. روز شنبه كه با خواب شروع بشه چي ميشه. ديشب رفته بودم خونه زهرا مي گفت بيا براي استراليا اقدام كن آخه اينجا همه دارند واسه يه جايي اقدام ميكنند چرا مملكت ما بايد اينجوري باشه كه هممون ازش فراري باشيم؟
حالا دوباره درگير اين معادله شدم كه اقدام كنم يا نكنم ولي بهتره كه فقط براي اينكه يه روزي پشيمون نشم اين كار را بكنم چون من خودم را ميشناسم همش غصه گذشته را ميخورم حالا تو گذشته هزارويك كار مثبت انجام دادم ولي هيچ وقت با اين عينك بدبينم بهشون نگاه نميكنم حالا كه اين عينك بدبيني را از چشام برميدارم بايد نسبت به وقايع گذشته و آينده خوش بين باشم
.

No comments: